پاسخ اصلی: مفسد
چهار حرف؛ معادل مستقیم و معتبر برای «تبهکار»
بررسی واژه و الگوی چهارخانهای
تبهکار در جدول
برای سرنخ تکواژهای «تبهکار»، پاسخ بدون دانستن حروف متقاطع کاملاً یکتا نیست؛ بااینحال اگر چهار خانه پیش رو باشد، مفسد یکی از مستقیمترین و قابلدفاعترین جوابهاست. فرهنگهای فارسی نیز «مفسد» را کسی میدانند که فساد و تباهی پدید میآورد و آن را با «تبهکار» توضیح میدهند.
جواب پیشنهادیمفسد
شمارش درست۴ حرف
الگوی نوشتاریم ـ ف ـ س ـ د
۱
چرا «مفسد» پاسخ اصلی است؟
مفسد
مُفسِد؛ چهار حرف نوشتاری
تطابق معنایی روشن
«مفسد» در فارسی به شخصی گفته میشود که فساد، تباهی، اخلال یا زیان پدید میآورد. «تبهکار» نیز نام یا صفتِ شخصی است که مرتکب کارهای تباه، مجرمانه یا بهشدت ناپسند میشود. بنابراین دو واژه در اشاره به فرد بدکردار و زیانرسان همپوشانی مستقیم دارند.
از نظر دستوری نیز پاسخ درست است: سرنخ به «شخص» اشاره میکند و «مفسد» هم میتواند بهصورت اسم برای همان شخص به کار رود؛ برخلاف واژههایی که فقط نامِ عمل، حالت یا نتیجهاند.
نتیجه دقیق: در یک جدول چهارخانهای، تا زمانی که حرف تقاطعی خلاف آن را نشان نداده باشد، «مفسد» انتخاب پایه و مطمئن است؛ اما تنها پاسخ ممکن نیست.
م
ف
س
د
۲
سه دلیل برای برتری این گزینه در الگوی چهارحرفی
تعریف واژهنامهای
در تعریف «مفسد»، تعبیرهایی مانند فسادکننده، تباهکننده، بدکار و تبهکار آمده است؛ پس پیوند معنایی ساختگی یا دور نیست.
شکل شخصمحور
«مفسد» نامِ عامل است؛ یعنی کسی که فساد میکند. همین ساخت با سرنخی که یک فرد را میخواهد هماهنگ میماند.
تناسب با چهار خانه
کلمه دقیقاً از چهار حرف «م، ف، س، د» ساخته شده است. حرکتهای کوتاهِ تلفظی در جدول خانه جداگانه ندارند.
۳
گزینههای چهارحرفی واقعاً محتمل
سرنخ «تبهکار» دامنه معنایی نسبتاً گستردهای دارد. پاسخ نهایی باید با حروف متقاطع و لحن همان جدول سنجیده شود؛ تفاوت گزینهها بیشتر در نوع بدکاری، شدت معنا و بافت کاربرد است.
مفسد
م ـ ف ـ س ـ د
بر ایجاد فساد و تباهی تأکید دارد و در واژهنامهها مستقیماً با «تبهکار» توضیح داده میشود. بهترین جواب پیشفرض برای این صفحه.
انتخاب اصلی
مجرم
م ـ ج ـ ر ـ م
بر ارتکاب جرم و بافت قانونی تأکید میکند. اگر سرنخ یا پاسخهای متقاطع حالوهوای حقوقی داشته باشند، میتواند از «مفسد» مناسبتر شود.
حقوقی
شریر
ش ـ ر ـ ی ـ ر
به شخص بدذات، شرور یا آزارگر اشاره دارد. بار اخلاقی و شخصیتی آن پررنگتر است و الزاماً به محکومیت یا جرم مشخص اشاره نمیکند.
اخلاقی
فاجر
ف ـ ا ـ ج ـ ر
در متون ادبی و دینی برای گناهکار یا بدکردار به کار میرود و در برخی فرهنگها «تبهکار» نیز در تعریفش آمده است. برای جدولهای کلاسیک گزینهای جدی است.
ادبی و دینی
طالح
ط ـ ا ـ ل ـ ح
مقابل «صالح» و به معنای بدکردار یا تبهکار است. واژهای ادبیتر و کمکاربردتر از «مفسد» و «مجرم» به شمار میآید.
کلاسیک
جانی
ج ـ ا ـ ن ـ ی
معمولاً برای جنایتکار یا مرتکب جرم سنگین به کار میرود. از «تبهکار» محدودتر و خشنتر است و وقتی قرینهای از جنایت وجود دارد دقیقتر میشود.
جرم سنگین
فاسد
ف ـ ا ـ س ـ د
از نظر معنایی نزدیک است، اما بیشتر «دارای فساد و تباهی» را میرساند؛ درحالیکه «مفسد» بر شخصِ ایجادکننده فساد تأکید میکند.
نزدیک، نه یکسان
خاطی
خ ـ ا ـ ط ـ ی
یعنی خطاکار یا کسی که از حد و قاعده گذشته است. شدت معنایی آن غالباً از «تبهکار» کمتر است و فقط با حروف متقاطع مناسب میشود.
معنای خفیفتر
نکته انتخاب: «مفسد»، «مجرم»، «فاجر» و «طالح» همگی پشتوانه معنایی جدی دارند. برتری «مفسد» در این مقاله از ترکیبِ تعریف مستقیم، ساخت شخصمحور و کاربرد طبیعی در پاسخ چهارحرفی میآید؛ نه از این ادعا که گزینههای دیگر همیشه غلطاند.
۴
حروف متقاطع چگونه جواب را قطعی میکنند؟
م ف _ د فقط «مفسد»
اگر حرف اول «م»، دوم «ف» و آخر «د» باشد، پاسخ عملاً روشن است.
م ج _ م به نفع «مجرم»
وجود «ج» در خانه دوم، گزینه حقوقی «مجرم» را از «مفسد» جدا میکند.
ش _ ی ر به نفع «شریر»
آغاز با «ش» و پایان «یر» نشانه روشنی برای پاسخ اخلاقی «شریر» است.
ف ا _ ر احتمال «فاجر»
اگر لحن جدول ادبی یا دینی باشد و حرف سوم «ج» درآید، «فاجر» دقیقتر است.
ج ا ن ی «جانی»
این الگو به پاسخ شدیدتر و جناییتر اشاره دارد، نه صرفاً هر نوع بدکاری.
ط ا ل ح «طالح»
این صورت بیشتر در جدولهای واژهمحور، ادبی یا قدیمی دیده میشود.
۵
تفاوت دقیق «مفسد»، «مجرم» و «تبهکار»
تبهکار واژهای عامتر است و فردی را نشان میدهد که کارهای تباه، بسیار بد یا مجرمانه انجام میدهد. مجرم بیش از هر چیز به نسبت شخص با «جرم» و قانون اشاره دارد. مفسد بر اثر رفتار شخص تمرکز میکند: او فساد، تباهی، فتنه یا زیان به وجود میآورد.
به همین دلیل، در یک متن قضایی ممکن است «مجرم» دقیقتر باشد؛ در اشاره به کسی که نظم و سلامت یک مجموعه را تباه میکند، «مفسد» طبیعیتر است؛ و «تبهکار» میتواند هر دو طیف را در معنایی گستردهتر پوشش دهد.
ممفسد: تأکید بر ایجاد فساد و تباهی.
جمجرم: تأکید بر جرم و نسبت حقوقی فرد با قانون.
تتبهکار: عنوانی عام برای شخص بدکردار، جنایتپیشه یا زیانرسان.
۶
املا و شمارش؛ کجاها اشتباه رخ میدهد؟
املای پاسخ مفسد است: حرف سوم «س» دارد و هیچ فاصله یا نیمفاصلهای در آن نیست. تلفظ کوتاهِ «ـُ» و «ـِ» در نوشتار معمول ثبت نمیشود و خانه جداگانه نمیگیرد.
مفسد ۴ حرف
مجرم ۴ حرف
شریر ۴ حرف
فاجر ۴ حرف
طالح ۴ حرف
جانی ۴ حرف
بدکار ۵ حرف
بزهکار ۶ حرف
گناهکار ۷ حرف
جنایتکار ۸ حرف
خودِ سرنخ در نوشتار رایج به شکل پیوسته تبهکار نوشته میشود. حتی اگر در متنی صورت جدا یا نیمفاصلهدار دیده شود، فاصله در جدول خانه محسوب نمیشود؛ معیار، حروف اصلی واژه است.
۷
پاسخهای بلندتر چه زمانی درستاند؟
اگر تعداد خانهها چهار نیست، نباید «مفسد» را صرفاً به دلیل نزدیکی معنایی تحمیل کرد. گزینههای بلندتر میتوانند حتی از نظر معنایی به سرنخ نزدیکتر باشند:
بدکار — ۵ حرف
فارسی، روان و عام؛ برای شخصی که کار بد میکند.
بزهکار — ۶ حرف
معادل دقیقتر در بافت حقوقی و جرمشناختی؛ «بزه» محور اصلی معناست.
گناهکار — ۷ حرف
بار اخلاقی یا دینی دارد و لزوماً به جرم قانونی محدود نیست.
جنایتکار — ۸ حرف
برای مرتکب جنایت و جرم سنگین؛ از «تبهکار» خاصتر است.
اگر سرنخ «تبهکاران» باشد
صورت جمع به پاسخ مفرد نیاز ندارد. با توجه به تعداد خانهها، گزینههایی مانند اشرار با ۵ حرف، مفسدان با ۶ حرف یا مفسدین با ۶ حرف مطرح میشوند. «اشرار» لحن ادبیتر دارد؛ «مفسدان» جمع فارسی و «مفسدین» جمع عربیِ رایج در زبان رسمی است.
جواب قابل درج
برای سرنخ «تبهکار» در یک پاسخ چهارخانهای، بنویسید: مفسد. الگوی نهایی م ـ ف ـ س ـ د است. اگر حروف تقاطعی با این الگو ناسازگار باشند، «مجرم»، «شریر»، «فاجر»، «طالح» یا «جانی» را بر پایه همان حروف و بافت سرنخ بررسی کنید.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!