پرش به محتوای اصلی

درخواست کننده در جدول

۹ دقیقه مطالعه
پاسخ رایج: متقاضی (۶ حرف)؛ جایگزین‌های مهم: طالب و سائل (۴)، ملتمس (۵)، خواهان و مستدعی (۶)، خواستار (۷).

سرنخ «درخواست کننده» به‌تنهایی فقط یک جواب قطعی ندارد. متقاضی در زبان امروز روشن‌ترین و محتمل‌ترین پاسخ است، اما تعداد خانه‌ها، حرف‌های تقاطعی و بافت سرنخ می‌تواند جواب را به «ملتمس»، «خواهان»، «مستدعی»، «طالب» یا واژه‌ای دیگر تغییر دهد.

بدون قرینهمتقاضی
دادگاه و دعواخواهان
لحن رسمی یا کهنمستدعی
پنج خانهملتمس

نکته تعیین‌کننده: «استدعا»، «تقاضا»، «التماس» و «درخواست» نامِ خواسته یا عملِ درخواست‌کردن‌اند؛ آن‌ها شخص را نام‌گذاری نمی‌کنند. برای شخص باید از واژه‌هایی مانند مستدعی، متقاضی، ملتمس یا خواهان استفاده کرد.

پاسخ‌ها بر پایه تعداد خانه‌های جدول

در شمارش جدول، هر نویسهٔ حرفی یک خانه می‌گیرد. فاصله و نیم‌فاصله خانهٔ جدا ندارند و «ئ» در واژهٔ «سائل» یک حرف و یک خانه به‌شمار می‌آید. فهرست زیر گزینه‌ها را از محتمل‌تر به کم‌احتمال‌تر مرتب می‌کند.

۴ حرفی
طالبسائلمدعیراغب

طالب یعنی جوینده یا خواهان و برای سرنخ کوتاه جواب رایجی است. سائل می‌تواند پرسنده، خواهنده یا کسی باشد که چیزی می‌طلبد. مدعی تنها با قرینهٔ ادعا یا دعوای حقوقی مناسب است و راغب بیشتر «مایل و خواهان» معنا می‌دهد، نه لزوماً کسی که درخواست رسمی ثبت کرده است.

۵ حرفی
ملتمسمتمنیمقتضی

ملتمس قوی‌ترین گزینهٔ پنج‌حرفی است و در خوانش «مُلتَمِس» به کسی گفته می‌شود که خواهش یا تقاضا می‌کند. متمنی نیز در فرهنگ‌ها به معنای آرزومند و درخواست‌کننده آمده، اما رنگ ادبی و قدیمی دارد. مقتضی در منابع کهن برای تقاضاکننده ثبت شده است، ولی امروز معمولاً «ایجاب‌کننده، مناسب یا لازم» فهمیده می‌شود؛ پس بدون حروف تقاطعی انتخاب مطمئنی نیست.

۶ حرفی
متقاضیخواهانمستدعیطلبندهداوطلب

متقاضی پاسخ معیار برای درخواست‌های اداری و عمومی است. خواهان هم معنای عمومیِ خواستار دارد و هم اصطلاح مشخصِ دادرسی مدنی است. مستدعی دقیق اما رسمی‌تر و کهن‌تر است. طلبنده برابر مستقیم «طلب‌کننده» است، هرچند در جدول‌ها از متقاضی کم‌کاربردتر است. داوطلب فقط وقتی درست است که سرنخ به آزمون، نام‌نویسی، عضویت، خدمت یا اعلام آمادگی مربوط باشد.

۷ حرفی
خواستارخواهندهخواهشگر

خواستار طبیعی‌ترین پاسخ هفت‌حرفی است و کسی را می‌رساند که چیزی را می‌خواهد. خواهنده واژه‌ای فارسی و مستقیم، اما ادبی‌تر است و در متون قدیمی گاهی معنای نیازمند یا سائل نیز دارد. خواهشگر از نظر ساخت و معنا درست است، ولی در فارسی امروز نسبت به دو گزینهٔ دیگر کمتر به کار می‌رود.

۸ حرفی
خواهشمند

خواهشمند در فرهنگ‌های فارسی به معنای خواهش‌کننده و متقاضی ثبت شده است. بااین‌حال در نثر امروز بیشتر در ساخت‌هایی مانند «خواهشمند است» یا «خواهشمندم» دیده می‌شود؛ بنابراین برای جدول هشت‌خانه‌ای معتبر است، اما معمولاً پس از تأیید چند حرف تقاطعی انتخاب می‌شود.

۹ حرفی
درخواستگر

درخواستگر ترکیبی روشن و قابل‌فهم است، اما در زبان اداری جاافتادگی «متقاضی» را ندارد و در فرهنگ‌های عمومی نیز حضور محدودتری دارد. آن را بیشتر گزینه‌ای ساختاری برای جدول‌های بلند بدانید، نه حدس اول.

۱۰ حرفی
تقاضاکننده

تقاضاکننده برابر مستقیم و بی‌ابهام است: ت، ق، ا، ض، ا، ک، ن، ن، د، ه. چون «ا» به حرف بعد نمی‌چسبد، صورت پیوستهٔ «تقاضاکننده» از نظر دیداری نیز خواناست و فاصلهٔ کامل در میانهٔ آن برای شمارش جدول ارزشی ندارد.

۱۲ حرفی
درخواست‌کننده

خودِ عبارت معیار درخواست‌کننده دوازده حرف دارد: د، ر، خ، و، ا، س، ت، ک، ن، ن، د، ه. نیم‌فاصله میان «درخواست» و «کننده» خانه‌ای اشغال نمی‌کند. این جواب معمولاً زمانی می‌آید که طراح همان تعریف را در خانه‌های بلند یا در جدولی آموزشی تکرار کرده باشد.

چرا «متقاضی» پاسخ اول است؟

زبان امروز

متقاضی

کسی است که از فرد، سازمان یا نهاد دیگری چیزی یا انجام کاری را می‌خواهد. ترکیب‌هایی مانند متقاضی وام، متقاضی استخدام، متقاضی ثبت‌نام، متقاضی مجوز و متقاضی دریافت خدمت در فارسی امروز کاملاً طبیعی‌اند. برای سرنخ خنثی و شش‌خانه‌ای، این واژه بهترین نقطهٔ شروع است.

معنای حقوقی

خواهان

در کاربرد عمومی همان خواستار و متقاضی است؛ اما در دادرسی مدنی، به شخص حقیقی یا حقوقی گفته می‌شود که خواستهٔ خود را با دادخواست علیه خوانده مطرح می‌کند. حضور واژه‌هایی مانند دادگاه، دادخواست، دعوا، خوانده، محکمه یا اقامه، احتمال این پاسخ را بسیار بالا می‌برد.

نثر رسمی قدیم

مستدعی

اسم فاعلِ «استدعا» و دقیقاً به معنای کسی است که درخواست یا خواهش می‌کند. در نامه‌های قدیمی و نثر دیوانی، عبارت‌هایی مانند «مستدعی است» یا «مستدعی گردید» فراوان‌تر بوده‌اند. امروزه معنایش روشن است، ولی لحن آن رسمی و تا حدی کهن به گوش می‌رسد.

خواهش همراه با فروتنی

ملتمس

در خوانش فاعلیِ «مُلتَمِس»، یعنی جوینده، خواهش‌کننده و کسی که چیزی را با التماس می‌طلبد. ترکیب آشنای «ملتمس دعا» نیز همین نقش را نشان می‌دهد: شخص از دیگری دعا می‌خواهد. به سبب همین دقت معنایی، برای پنج خانه از بهترین جواب‌هاست.

تفاوت گزینه‌های نزدیک اما یکسان‌نبودن آن‌ها

متقاضی
بر درخواست رسمی یا عملی تأکید دارد؛ مناسب فرم، ثبت‌نام، وام، شغل، مجوز و خدمات.
خواهان
هم «خواستار» عمومی است و هم نام تخصصی آغازکنندهٔ دعوای مدنی؛ در بافت حقوقی از متقاضی دقیق‌تر است.
مستدعی
خودِ شخص درخواست‌کننده را می‌رساند، اما لحن رسمی، عربی‌ریشه و قدیمی‌تری دارد.
ملتمس
درخواست را با حالت خواهش، اصرار یا فروتنی همراه می‌کند؛ برای هر درخواست اداری خنثی مناسب نیست.
طالب
بیشتر جوینده و خواهان است؛ ممکن است چیزی را بخواهد بی‌آنکه درخواست رسمی داده باشد.
سائل
می‌تواند پرسش‌کننده، خواهنده یا نیازمند باشد؛ قرینه مشخص می‌کند کدام معنی منظور است.
داوطلب
کسی است که برای کاری اعلام آمادگی یا نام‌نویسی می‌کند؛ هر داوطلب ممکن است متقاضی باشد، اما هر متقاضی داوطلب نیست.

ابهام‌های لغوی که در جدول دیده نمی‌شوند

جدول معمولاً حرکت‌گذاری ندارد، درحالی‌که بعضی پاسخ‌ها با تغییر حرکت، معنای دیگری پیدا می‌کنند. دانستن این نکته جلوی انتخاب ظاهراً درست اما معناییِ نادرست را می‌گیرد.

ملتمس: فاعل یا مفعول؟ «مُلتَمِس» با کسرهٔ حرف پیش از آخر، درخواست‌کننده است؛ اما همین املا در خوانشی دیگر می‌تواند معنای «خواسته‌شده» یا خودِ درخواست را بدهد. در سرنخ شخص، خوانش فاعلی منظور است.
مقتضی: معنای کهن یا رایج؟ یک معنای فرهنگ‌نامه‌ای آن «تقاضاکننده» است، ولی معنای زنده‌ترش «ایجاب‌کننده، سبب، مناسب یا درخور» است. تنها تقاطع حروف یا لحن کهن، انتخاب آن را توجیه می‌کند.
مدعی: درخواست یا ادعا؟ در برخی منابع حقوقی و قدیمی به خواهان نزدیک است، اما در زبان روزمره بیشتر «ادعاکننده» و گاهی «لاف‌زن» برداشت می‌شود. برای سرنخ عمومی، پاسخ درجه‌اول نیست.
سائل: پرسنده یا خواهنده؟ این واژه هم برای کسی که سؤال می‌کند و هم برای کسی که چیزی می‌خواهد به کار رفته است. وجود سرنخ‌هایی درباره سؤال، گدایی، نیاز یا طلب، معنای درست را روشن می‌کند.

واژه‌هایی که شخص نیستند

استدعا — ۶ حرف به معنی خواهش و درخواست رسمی است. شخصِ آن «مستدعی» است.
تقاضا — ۵ حرف نام عمل یا خواسته است. شخصِ آن «متقاضی» یا «تقاضاکننده» است.
التماس — ۶ حرف خودِ خواهشِ مؤکد است. شخصِ خواهش‌کننده «ملتمس» نامیده می‌شود.
دادخواست — ۸ حرف نوشته یا فرم طرح دعواست، نه شخص. تقدیم‌کنندهٔ آن در دعوای مدنی «خواهان» است.

تشخیص جواب از روی حروف تقاطعی

پس از تعداد خانه‌ها، حرف اول، دوم و آخر بیشترین قدرت تفکیک را دارند. این الگوها را با خانه‌های معلوم تطبیق دهید:

ط••ب ← طالب س••ل ← سائل م•••س ← ملتمس م•••ی ← متمنی / مقتضی م••••ی ← متقاضی / مستدعی خ••••ن ← خواهان ط••••ه ← طلبنده خ•••••ر ← خواستار / خواهشگر خ•••••ه ← خواهنده خ••••••د ← خواهشمند

در دوگانهٔ شش‌حرفیِ «متقاضی / مستدعی»، حرف دوم سریع‌ترین راه تشخیص است: ت برای متقاضی و س برای مستدعی. در سه‌گانهٔ پنج‌حرفی نیز حرف آخر مفید است: ملتمس با «س» تمام می‌شود، اما متمنی و مقتضی با «ی» پایان می‌یابند.

مسیر انتخاب دقیق، بدون حدس‌های اضافی

خانه‌ها را بشمارید. اگر شش خانه دارید، متقاضی، خواهان، مستدعی و طلبنده را کنار هم بگذارید؛ اگر پنج خانه است، ابتدا ملتمس را بررسی کنید.

موضوع سرنخ را پیدا کنید. امور اداری به متقاضی، دادرسی مدنی به خواهان، نثر قدیمی به مستدعی و خواهش فروتنانه به ملتمس نزدیک‌تر است.

حروف ابتدا و انتها را تطبیق دهید. یک حرف تقاطعی می‌تواند گزینه‌های هم‌تعداد را فوراً حذف کند.

اسمِ عمل را با اسمِ شخص اشتباه نگیرید. استدعا و تقاضا پاسخِ «درخواست» هستند؛ مستدعی و متقاضی پاسخِ «درخواست‌کننده».

املای درست سرنخ و جواب‌های ترکیبی

در نوشتار معیار، «کننده» وقتی جزئی از یک واژهٔ مرکب است با فاصلهٔ کامل از جزء نخست جدا نمی‌شود. صورت درست سرنخ در متن پیوسته درخواست‌کننده است. در جدول، نیم‌فاصله دیده یا شمرده نمی‌شود و فقط دوازده حرف وارد خانه‌ها می‌شوند. «سائل» نیز با «ئ» نوشته می‌شود؛ صورت «سایل» املای معیار این واژه نیست.

درست: درخواست‌کننده
درخواست کننده
درست: تقاضاکننده
تقاضا کننده
درست: سائل
سایل
شخص: مستدعی
عمل: استدعا

پاسخ نهایی سرنخ

برای سرنخ ساده و بدون زمینهٔ اضافی، متقاضی محتمل‌ترین جواب «درخواست کننده» است. اگر پاسخ شش‌حرفی باشد اما تقاطع‌ها با آن سازگار نباشند، خواهان و مستدعی را بررسی کنید. برای پنج خانه ملتمس، برای چهار خانه طالب یا سائل و برای هفت خانه خواستار معمولاً بهترین گزینه‌ها هستند.

انتخاب «خواهان» در بافت دادگاه، «داوطلب» در بافت آزمون و نام‌نویسی، و «مستدعی» در نثر رسمی یا قدیمی از نظر معنایی دقیق‌تر از جایگزینی بی‌قید همهٔ این واژه‌ها با یکدیگر است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

۱
ناشناس

نوسمر

۱

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.