«اماسیده» در عنوان جدول، شکل ساده شده یا بدون آِ واژه درست آماسیده است. آماسیده یعنی ورم کرده، باد کرده، پف کرده یا دارای آماس. پاسخ ذخیره شده و مستقیم این عنوان متورم است.
چرا جواب «متورم» است؟
آماسیده از آماس می آید و به چیزی گفته می شود که دچار ورم، برآمدگی یا پف شدگی شده باشد. متورم نیز دقیقاً به معنی ورم کرده و آماسیده است. بنابراین در جدول، وقتی سرنخ «اماسیده» یا «آماسیده» می آید، پاسخ «متورم» کاملاً درست و مستقیم است.
این واژه معمولاً درباره بدن، پوست، اندام، زخم، چشم یا هر چیزی به کار می رود که بر اثر التهاب، ضربه، تجمع مایع یا فشار، بزرگ تر و برجسته تر از حالت عادی شده باشد.
واژه فارسی؛ یعنی ورم کرده، باد کرده، پف کرده و برآمده.
پاسخ اصلی جدول؛ واژه رسمی و رایج برای آماسیده و ورم کرده.
اماسیده یا آماسیده؟
شکل درست و کامل این واژه «آماسیده» است؛ با آ در آغاز. اما در جست و جوها و گاهی در داده های جدولی، آ به الف ساده تبدیل می شود و صورت «اماسیده» دیده می شود. عنوان مقاله همان عنوان جدول است و تغییر نکرده، اما در توضیح معنی باید بدانیم که منظور همان آماسیده است.
آماسیده بیشتر واژه ای ادبی، رسمی یا لغوی است. در گفتار روزمره معمولاً می گوییم «ورم کرده» یا «باد کرده». در متن های رسمی و پزشکی، «متورم» رایج تر است.
تفاوت متورم، ورم کرده، بادکرده و پف کرده
متورم واژه ای رسمی تر است و معمولاً در متن های پزشکی، خبری یا دقیق به کار می رود. ورم کرده شکل روزمره تر همان معناست. بادکرده بیشتر برای چیزهایی استفاده می شود که بر اثر هوا، گاز، فشار یا انبساط بزرگ شده اند؛ مثل بادکنک، لاستیک یا حتی شکم. پف کرده معمولاً تورم سطحی، نرم و گاهی موقتی را نشان می دهد؛ مانند پف چشم یا پف صورت.
در جدول، این تفاوت ها همیشه دقیق رعایت نمی شود، اما برای انتخاب جواب کمک می کند. اگر سرنخ رسمی یا لغوی باشد، متورم و آماسیده مناسب ترند. اگر سرنخ محاوره ای باشد، ورم کرده، بادکرده یا پف کرده هم ممکن است مطرح شوند.
منتفخ
منتفخ واژه ای رسمی و عربی تر به معنی باد کرده، برجسته یا متورم است. در جدول های دشوارتر ممکن است به جای متورم بیاید.
برآماسیده
برآماسیده به معنی آماسیده، ورم کرده و بالا آمده است. این واژه رنگ ادبی و لغوی بیشتری دارد و در جدول های سخت تر می تواند دیده شود.
ورمدار
ورمدار یعنی دارای ورم. این واژه از متورم کمتر رایج است، اما در خانواده معنایی آماسیده قرار می گیرد.
چطور جواب درست را تشخیص بدهیم؟
متورم شش حرف دارد. اگر جدول شش خانه داده باشد، پاسخ اصلی همین است.
اماسیده و آماسیده در این سرنخ یک معنا دارند؛ تفاوت فقط در نوشتن آ است.
اگر سرنخ رسمی باشد، متورم یا منتفخ مناسب تر از پف کرده است.
اگر سرنخ ساده و روزمره باشد، ورم کرده، بادکرده یا پف کرده هم می تواند مطرح شود.
نمونه های کاربردی
«پای متورم» یعنی پایی که ورم کرده و از حالت عادی بزرگ تر شده است. «چشم پف کرده» یعنی اطراف چشم برجستگی و تورم نرم دارد. «صورت بادکرده» در گفتار روزمره ممکن است به پف یا ورم صورت اشاره کند. «زخم آماسیده» یعنی زخمی که اطراف آن متورم و ملتهب شده است.
در همه این نمونه ها، محور معنا برآمدگی و بزرگ شدن غیرعادی است. به همین دلیل در جدول، پاسخ «متورم» برای اماسیده کاملاً طبیعی است.
سرنخ های مشابه
اگر در جدول با سرنخ هایی مانند «ورم کرده»، «آماس کرده»، «باد کرده»، «پف کرده»، «برآمده»، «منتفخ»، «آماسیده»، «ورمدار» یا «برآماسیده» روبه رو شدید، متورم را در کنار گزینه های نزدیک بررسی کنید. برای پاسخ شش حرفی، متورم بسیار مهم است. برای پاسخ های کوتاه تر، ورم یا باد ممکن است مطرح شود.
پاسخ اصلی این صفحه: متورم.
پاسخ های نزدیک: متورم، آماسیده، ورمدار.
پاسخ های نزدیک: منتفخ، پف کرده، متورم.
جمع بندی پاسخ
پاسخ «اماسیده در جدول» برابر با متورم است. شکل درست تر واژه «آماسیده» است و معنی آن ورم کرده، بادکرده، پف کرده یا برآمده است. متورم، منتفخ، ورم کرده، پف کرده، بادکرده، برآماسیده و ورمدار از گزینه های نزدیک این سرنخ هستند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!