دوا در جدول
برای سرنخ «دوا» در جدول، پاسخ رایج و درست دارو است.
در جدولهای کلمات، واژه «دوا» معمولا به دارو اشاره دارد. دوا و دارو هر دو به مادهای گفته میشوند که برای درمان بیماری، کاهش علائم، تسکین درد یا پیشگیری از بیماری به کار میرود. در زبان روزمره هم میگوییم «دوا خوردن» یا «دارو مصرف کردن» و هر دو به یک خانواده معنایی نزدیکاند.
اگر جدول چهار خانه دارد، پاسخ «دارو» با سرنخ «دوا» کاملا هماهنگ است. این واژه از چهار حرف «د، ا، ر، و» ساخته میشود و در حل جدول، یکی از رایجترین برابرهای دوا به شمار میآید. گزینههایی مانند علاج، درمان و معالجه نیز نزدیکاند، اما بسته به تعداد خانهها و معنای دقیق سرنخ انتخاب میشوند.
معنی دوا و دارو چیست؟
دوا در فارسی به معنی دارو، درمان یا چیزی است که برای چاره بیماری به کار میرود. این واژه در گفتار روزمره، ادبیات و برخی گویشها کاربرد زیادی دارد. دارو نیز برابر فارسی رایجتر و رسمیتر در زبان امروز است و در متون پزشکی، داروخانه، نسخه و راهنمای مصرف بیشتر دیده میشود.
در حل جدول، طراح معمولا دنبال یک مترادف کوتاه و روشن است. به همین دلیل وقتی سرنخ فقط «دوا» باشد، پاسخ اول «دارو» است. اگر سرنخ «چاره درد» یا «درمان بیماری» باشد، ممکن است «علاج» یا «درمان» هم مطرح شود. اگر سرنخ «محل فروش دوا» باشد، پاسخ «داروخانه» خواهد بود.
راهنمای تعداد حروف
تفاوت دارو، درمان و علاج
«دارو» معمولاً خود ماده یا فرآوردهای است که مصرف میشود؛ مانند قرص، شربت، پماد، قطره یا آمپول. «درمان» فرایند کلی بهبود بیماری است و ممکن است شامل دارو، استراحت، تغذیه، جراحی، فیزیوتراپی یا مراقبتهای دیگر باشد. «علاج» بیشتر معنای چاره و راه درمان دارد و در فارسی رسمی، ادبی یا محاورهای به معنی راه برطرف کردن درد و مشکل هم میآید.
چه زمانی «دارو» را بنویسیم؟
اگر سرنخ جدول «دوا»، «ماده درمانی»، «چیزی برای درمان»، «قرص و شربت» یا «medicine» باشد و تعداد خانهها چهار تا باشد، پاسخ «دارو» بسیار محتمل است. اگر سرنخ «چاره» یا «راه درمان» باشد، «علاج» هم میتواند مطرح شود. اگر سرنخ «محل فروش دوا» باشد، جواب به سمت «داروخانه» میرود.
گاهی طراح جدول از واژههای قدیمیتر یا محاورهای استفاده میکند. مثلا «دوا» نسبت به «دارو» در گفتار قدیمی، ادبی و برخی گویشها رنگ و بوی بیشتری دارد. اما در حل جدول، این دو اغلب به عنوان مترادف مستقیم به کار میروند و جواب کوتاه «دارو» سریعترین انتخاب است.
سرنخهای مشابه در جدول
برای رسیدن به پاسخ «دارو»، ممکن است در جدول با سرنخهای دیگری هم روبهرو شوید. نمونههای رایج عبارتاند از:
- دوا
- ماده درمانی
- چاره بیماری
- قرص و شربت
- چیزی برای درمان درد
- medicine در فارسی
اگر سرنخ درباره «اثر درمانی» باشد، گاهی صفتهایی مانند شفابخش یا درمانگر به ذهن میرسد. اگر درباره «دستور پزشک» باشد، نسخه درستتر است. اما برای سرنخ کوتاه و مستقیم «دوا»، پاسخ استاندارد همان «دارو» است.
جمعبندی
پاسخ «دوا در جدول» برابر با دارو است. دارو چهار حرف دارد و به مادهای گفته میشود که برای درمان، تسکین یا پیشگیری از بیماری به کار میرود. واژههایی مانند علاج، درمان، معالجه، نسخه، شفابخش و داروخانه نزدیکاند، اما برای سرنخ دقیق «دوا»، جواب اصلی همان دارو است.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!