درخشندگی به معنی روشنی، نورافشانی، تابندگی و جلوه نور است. در جدول کلمات، پاسخ ذخیرهشده و اصلی این عنوان تابش است؛ واژهای کوتاه و رایج که به پخش شدن نور و روشنایی از یک منبع اشاره میکند.
درخشندگی در جدول چیست؟
برای سرنخ «درخشندگی در جدول»، جواب اصلی تابش است. تابش یعنی تابیدن و پراکنده شدن نور؛ مثل تابش خورشید، تابش چراغ یا تابش آتش. چون درخشندگی هم به روشنایی و نورافشانی اشاره دارد، این دو واژه در جدولهای فارسی به عنوان مترادف به کار میروند.
اگر خانههای جدول با چهار حرف هماهنگ باشد و حروف تقاطعی به «ت»، «ا»، «ب» یا «ش» برسند، «تابش» گزینه بسیار مناسبی است. با این حال، سرنخ درخشندگی ممکن است در جدولهای دیگر پاسخهایی مانند تابندگی، درخشش، فروغ، تلالو، نور، برق یا جلا هم داشته باشد.
چرا «تابش» پاسخ درست است؟
درخشندگی یعنی نور داشتن یا نور پخش کردن. تابش دقیقاً به همین عمل نورافشانی اشاره دارد.
تابش چهار حرف دارد و در جدولها نسبت به واژههای بلندتر مثل تابندگی یا درخشندگی، راحتتر جا میگیرد.
عبارتهایی مثل تابش آفتاب، تابش نور و تابش چراغ کاملاً رایجاند و مفهوم درخشندگی را میرسانند.
تابش با فروغ، نور، درخشش، تلالو و تشعشع در یک میدان معنایی قرار میگیرد.
تفاوت تابش، تابندگی و درخشش
این واژهها نزدیکاند، اما هر کدام کمی زاویه معنایی متفاوت دارند. در جدول، گاهی همین تفاوت کوچک با تعداد خانهها یا لحن سرنخ مشخص میشود.
پاسخ بر اساس تعداد خانهها
اگر پاسخ «تابش» با جدول شما جور نبود، تعداد خانهها را دوباره بررسی کنید. سرنخ درخشندگی میتواند چند جواب درست داشته باشد و انتخاب نهایی معمولاً با طول واژه مشخص میشود.
نور، برق، جلا
تابش، فروغ، پرتو
تلالو، درخشش، تابندگی، تشعشع
گاهی در جدولها «تلالو» به جای درخشندگی میآید، مخصوصاً وقتی منظور درخشیدن موجدار یا چشمکزن باشد. «فروغ» بیشتر لحن ادبی دارد و «جلا» زمانی مناسب است که سرنخ به براق بودن سطح اشاره کند.
گزینههای مشابه درخشندگی در جدول
برای حل بهتر جدول، این واژهها را کنار «تابش» به خاطر بسپارید. همه آنها با نور، روشنی یا جلوه روشنایی ارتباط دارند، اما هر کدام در موقعیت خاصی طبیعیتر است.
- تابندگی: حالت درخشان بودن و نورافشانی؛ نزدیکترین واژه بلند به درخشندگی.
- درخشش: روشنایی براق و جلوه نور؛ بسیار رایج در سرنخهای مترادف.
- تلالو: درخشندگی لرزان و چشمکزن؛ گاهی برای نور روی آب یا جواهر.
- فروغ: روشنی، پرتو و نور با لحن ادبیتر.
- نور: سادهترین واژه برای روشنایی و ضد تاریکی.
- برق: درخشندگی ناگهانی و تیز، مثل برق زدن چشم.
- جلا: براق بودن و صیقل سطحی که نور را بازتاب میدهد.
- تشعشع: پراکندگی و تابش پرتو؛ رسمیتر و علمیتر.
- پرتو: شعاع نور و روشنایی تابیدهشده از یک منبع.
فرق درخشندگی با روشنایی
روشنایی معمولاً معنای عمومیتری دارد و میتواند به وجود نور در یک محیط اشاره کند. درخشندگی اما بیشتر جلوه و کیفیت نور را نشان میدهد؛ یعنی چیزی که میدرخشد، برق میزند یا جلوه روشن دارد. تابش هم به حرکت و پخش شدن همان نور از منبع اشاره میکند.
برای مثال، وقتی میگوییم «تابش آفتاب»، منظور پرتوهایی است که از خورشید میرسند. وقتی میگوییم «درخشندگی ستاره»، بیشتر به جلوه روشن و چشمگیر آن اشاره داریم. در جدول، این تفاوتها ساده میشوند و واژهها به عنوان مترادفهای نزدیک به کار میروند.
چطور پاسخ را قطعی کنیم؟
حروف تقاطعی بهترین راه اطمیناناند. اگر حرف دوم «ا» و حرف آخر «ش» باشد، تابش بسیار محتمل است. اگر سرنخ به «درخشندگی سطح» نزدیک باشد، «جلا» یا «برق» را بررسی کنید. اگر سرنخ لحن شاعرانه داشته باشد، «فروغ» و «پرتو» هم میتوانند مناسب باشند.
جمعبندی پاسخ درخشندگی در جدول
پاسخ اصلی «درخشندگی در جدول» تابش است. تابش به معنی تابیدن و پخش شدن نور است و با درخشندگی، تابندگی، درخشش، فروغ و نورافشانی ارتباط معنایی دارد.
اگر تعداد خانهها با تابش هماهنگ نبود، گزینههایی مانند نور، برق، جلا، پرتو، فروغ، تلالو، درخشش، تابندگی و تشعشع را هم بررسی کنید. اما برای این عنوان و پاسخ ذخیرهشده، جواب مستقیم و اصلی همان «تابش» است.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!