پاسخ: زنبق (۴ حرف)معنای کهنِ ظرف/زنبر؛ نه نام گل.
سرنخ «سبد» در بعضی جدولهای فارسی با واژهای روبهرو میشود که در زبان روزمره کمتر با این معنا شنیده میشود: زنبق. همین ناآشنایی باعث شده است پاسخهایی مانند «زنبیل» بهصورت خودکار جای آن بنشینند؛ بااینحال تعداد حروف و سابقه کاربرد واژه نشان میدهد که پاسخ مورد نظر این مدخل، «زنبق» است.
چرا پاسخ «زنبق» است؟
«زنبق» در فارسی امروز بیش از همه نام یک گل شناخته میشود، اما در منابع واژگانی قدیمی یک کاربرد اسمی دیگر هم دارد. در آن کاربرد، واژه به نوعی ظرف، طبق کوچک یا وسیلهای نزدیک به «زنبر» اشاره میکند؛ زنبر نیز وسیلهای برای حمل خاک، خشت و مواد مشابه بوده است. جدولسازان گاهی از همین معنی کمکاربرد و تاریخی استفاده میکنند و تعریف را به شکل کوتاه «سبد» میآورند.
بنابراین پیوند میان سرنخ و جواب از معنای مشهور گلشناختی نمیآید. اینجا با یک همنامِ چندمعنا روبهرو هستیم: یک املای واحد، اما دو حوزه معنایی جدا. اگر خانههای جدول چهار عدد باشند یا حروف تقاطعی الگویی مانند ز ن ب ق بسازند، «زنبق» از «زنبیل» و «سله» دقیقتر است.
مقایسه گزینههای محتمل
برای سرنخ کوتاه «سبد»، چند واژه از نظر معنایی نزدیکاند، اما همه در یک جایگاه قرار نمیگیرند. طول پاسخ، میزان اختصاصی بودن معنی و حروف تقاطعی تعیین میکنند کدام گزینه برای شبکه شما مناسب است.
پاسخ جدولی مورد نظر؛ بر پایه معنای قدیمیِ ظرف یا زنبر. نباید آن را در اینجا فقط به معنای نام گل خواند.
مترادفی درست برای سبد و زنبیل است. در جدولهای سهخانهای گزینهای بسیار محتمل محسوب میشود، اما با پاسخ چهارحرفی این صفحه یکی نیست.
معادل روشن و رایج سبد در فارسی امروز است. از نظر معنی مستقیمتر از زنبق است، ولی یک حرف بیشتر دارد و برای الگوی چهارخانه مناسب نیست.
واژهای ادبی و قدیمی برای سبد، زنبیل یا ظرف نگهداری نان و غله است. تنها زمانی انتخاب میشود که پنج خانه و تقاطعهای سازگار داشته باشید.
به سبد بزرگ، بهویژه برای حمل میوه، گفته شده است. چهارحرفی بودن آن کافی نیست؛ سرنخ معمولاً باید قیدی مانند «بزرگ» یا «میوه» داشته باشد.
وسیلهای برای جابهجایی خاک و خشت است و با معنای تاریخی زنبق ارتباط دارد. اگر تعریف «خاککش» یا «خشتکش» باشد، زنبر از سبد دقیقتر خواهد بود.
تفاوت «زنبق» و «زنبیل» در این سؤال
اشتباه اصلی مقاله قبلی این بود که «زنبیل» را تنها پاسخ قطعی معرفی میکرد. زنبیل از نظر معنای عمومی کاملاً به سبد نزدیک است، اما در حل جدول فقط معنای عمومی کافی نیست. پاسخ باید با تعداد خانهها و الگوی حروف نیز منطبق باشد. «زنبیل» پنج حرف دارد، درحالیکه «زنبق» چهار حرف است و بهعنوان پاسخ ثبتشده این سرنخ شناخته میشود.
از نظر ساختمان واژه نیز این دو نباید با هم آمیخته شوند. «زنبیل» با «ی» و «ل» پایان مییابد، ولی «زنبق» با حرف «ق» تمام میشود. شباهت سه حرف آغازینِ «ز، ن، ب» ممکن است چشم را فریب دهد و حلکننده تصور کند یکی صورت غلط دیگری است؛ چنین نیست. اینها دو واژه مستقل با ریشه و کاربرد متفاوتاند.
املای درست پاسخ
صورت صحیح جواب در این مدخل زنبق است: «ز» سپس «ن»، «ب» و در پایان «ق». واژه بدون فاصله و نیمفاصله نوشته میشود. شکلهایی مانند «زن بق»، «زنبک» یا «زنبیق» برای این پاسخ درست نیستند.
- زنبق: املای مورد نظر و چهارحرفی.
- زنبک: صورت دیگری است که در بحث نام گل و تحول تاریخی واژه دیده میشود، اما جواب استاندارد این سرنخ نیست.
- زنبیق: ترکیبی نادرست از ظاهر «زنبیل» و «زنبق» است.
- زنبیل: واژهای درست، ولی پاسخی جداگانه و پنجحرفی.
چگونه معنی غیرمشهور واژه را تشخیص دهیم؟
در جدول کلمات متقاطع، بسیاری از سرنخها بر معنای دوم، تاریخی یا تخصصی یک واژه تکیه دارند. «زنبق» نمونه خوبی از این روش است. حلکننده ابتدا نام گل را به یاد میآورد و رابطهای با «سبد» پیدا نمیکند؛ سپس ممکن است پاسخ را خطا بداند. راه درست این است که بهجای حذف فوری واژه، سه نشانه را همزمان بررسی کند:
طول: آیا چهار خانه در اختیار دارید؟ اگر بله، زنبیل و تبنگو کنار میروند.
تقاطع: آیا حرف پایانی «ق» یا الگوی میانی «نب» تأیید شده است؟ این الگو به زنبق نزدیک میشود.
معنای مهجور: آیا جدول از واژههای ادبی و قدیمی استفاده میکند؟ در این صورت کاربرد تاریخی زنبق کاملاً محتمل است.
این روش از حدس زدن بر اساس نخستین مترادف جلوگیری میکند. در یک جدول ساده و روزمره ممکن است «سله» یا «زنبیل» خواسته شود، اما در شبکهای که پاسخ چهارحرفی و پایان آن «ق» است، معنای کمکاربرد «زنبق» بر معنای رایجترِ گزینههای دیگر غلبه میکند.
کاربرد معنایی زنبق در این پاسخ
برای فهم دقیقتر، باید میان «مترادف کامل» و «پاسخ پذیرفتهشده جدول» فرق گذاشت. زنبق در گفتوگوی امروز جای واژه سبد را نمیگیرد؛ کسی معمولاً نمیگوید «میوهها را در زنبق بگذار». کاربرد مورد نظر، لغوی و تاریخی است و از حوزه ابزار و ظرف میآید. به همین دلیل این پاسخ بیشتر در فرهنگها، متون قدیمی و جدولهای واژهمحور دیده میشود تا در مکالمه روزانه.
این دو معنی را نباید در یک تعریف ادغام کرد. نام گل، توضیحدهنده سرنخ «سبد» نیست؛ پاسخ فقط زمانی موجه میشود که معنای تاریخیِ جداگانه واژه را در نظر بگیریم.
چه زمانی گزینه دیگری درست است؟
بدون دیدن شبکه نمیتوان هر مترادف سبد را برای همه جدولها قطعی دانست. اگر تعداد خانهها سه باشد، «سله» انتخاب طبیعیتری است. اگر پنج خانه باشد و حرف دوم «ن» و حرف چهارم «ی» باشد، «زنبیل» با الگوی شبکه هماهنگ میشود. «تبنگو» نیز پنج حرف دارد، اما معمولاً تقاطعهای «ت» و «گ» آن را از زنبیل جدا میکنند.
در میان جوابهای چهارحرفی، «کوار» فقط برای سبد بزرگ یا سبد حمل میوه مناسب است و «زنبر» بیشتر به وسیله حمل خاک و خشت اشاره دارد. پس چهارحرفی بودن بهتنهایی دلیل کافی نیست. برای سرنخ دقیق و کوتاه همین صفحه، «زنبق» پاسخ اصلی است؛ گزینههای دیگر تنها با تغییر تعداد خانهها یا دقیقتر شدن تعریف مطرح میشوند.
الگوی نهایی برای وارد کردن در جدول
پاسخ: زنبق
تعداد حروف: ۴
ترتیب حروف: ز ـ ن ـ ب ـ ق
معنای مورد نظر: کاربرد قدیمی مرتبط با ظرف یا زنبر، نه گل زنبق
گزینههای نزدیک اما متفاوت: سله، زنبیل، تبنگو، کوار و زنبر
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!