سرنخ «دوزنده» در حالت عادی نامِ کسی را میخواهد که کار دوختن انجام میدهد. دقیقترین جواب در فارسی امروز خیاط است؛ با این حال درزی نیز مترادفی مستقیم، قدیمیتر و بسیار مناسبِ جدول است. نکته مهم اینجاست که هر دو واژه چهار حرف دارند، بنابراین فقط شمردن خانهها کافی نیست و حرفهای تقاطعی باید انتخاب نهایی را مشخص کنند.
جواب اصلی و گزینه همارز
رایجترین نام برای کسی است که لباس یا اجزای پارچهای را میبُرد و میدوزد. در زبان امروز، وقتی سرنخ بدون توضیح اضافه فقط «دوزنده» باشد، این واژه طبیعیترین و نخستین انتخاب است.
اولویت نخستمترادف مستقیمِ خیاط و به معنی کسی است که جامه میدوزد. این واژه در گفتار روزمره کمکاربردتر از «خیاط» است، اما در متنهای قدیمی، فرهنگهای فارسی و جدول کلمات حضور شناختهشدهای دارد.
گزینه هممعنیاز نظر معنی، هر دو پاسخ درستاند؛ تفاوت اصلی در بسامد کاربرد است. «خیاط» واژه آشناترِ فارسی معاصر است، در حالی که «درزی» رنگ قدیمیتر و ادبیتری دارد. به همین دلیل، نبودِ هیچ حرف معلوم معمولاً کفه را به سود «خیاط» سنگین میکند، ولی با ظاهر شدن یک حرف ناسازگار، «درزی» فوراً باید بررسی شود.
چرا تعداد خانهها به تنهایی مسئله را حل نمیکند؟
هر دو پاسخ اصلی چهارخانهایاند
در شمارش جدولی، هر نویسه اصلی یک خانه میگیرد. بنابراین «خیاط» و «درزی» هر دو چهار حرف دارند، اما الگوی حروفشان کاملاً متفاوت است:
اگر حرف اول از تقاطع «خ» باشد یا حرف آخر «ط» دربیاید، پاسخ تقریباً روشن است: خیاط. اگر الگو با «د» آغاز شود، در میانه «ر» یا «ز» داشته باشد، یا به «ی» ختم شود، درزی مناسبتر است. چون هیچ حرف مشترکی در جایگاه یکسان میان این دو واژه وجود ندارد، حتی یک تقاطعِ قطعی میتواند ابهام را برطرف کند.
معنی دقیق «دوزنده» در این سرنخ
«دوزنده» از فعل «دوختن» ساخته شده و در معنای عمومی به کسی گفته میشود که با سوزن و نخ یا ابزار دوخت، بخشهایی از پارچه، لباس، چرم یا مواد مشابه را به هم متصل میکند. وقتی طراح جدول هیچ قید دیگری مانند «کفش»، «زین»، «رفو» یا «سوزندوزی» اضافه نکرده باشد، منظور معمولاً پیشه عمومیِ دوخت لباس است؛ یعنی همان خیاط یا درزی.
این محدودکردنِ معنا اهمیت دارد، زیرا هر کسی که چیزی میدوزد الزاماً پاسخ مستقیمِ سرنخ نیست. مثلاً کفاش هم دوخت انجام میدهد، اما کار او به کفش مربوط است؛ رفوگر پارچه یا لباس آسیبدیده را ترمیم میکند؛ و خراز در معنای قدیمی، دوزنده درزِ موزه، کفش یا مشک است. این واژهها فقط زمانی درست میشوند که خودِ سرنخ زمینه تخصصی را نشان دهد.
گزینههای نزدیک؛ کدام واقعاً قابل استفاده است؟
املای درست پاسخها
خیاط با «ط» نوشته میشود. شکل «خیات» غلط املایی است، حتی اگر تلفظ عامیانه تفاوت روشنی نشان ندهد. در شبکه باید چهار خانه به ترتیبِ خ، ی، ا، ط پر شود.
درزی با «ز» نوشته میشود: د، ر، ز، ی. نوشتن آن با «ذ» یا «ض» نادرست است. در این سرنخ، واژه نامِ پیشه و به معنی خیاط است؛ پس خوانش و معنای آن را باید از بافتِ دوختودوز گرفت.
صورت «دمزی» که گاهی در دادههای کمدقتِ حل جدول دیده میشود، پاسخ معتبر این سرنخ نیست و به احتمال زیاد خطای ثبت یا تایپِ «درزی» است. تا وقتی تقاطعها دقیقاً واژهای معتبر نسازند، این شکل را وارد شبکه نکنید.
جامهدوز در متن معیار با نیمفاصله خواناتر است، اما در جدول کلمات معمولاً نیمفاصله و فاصله خانه جداگانه نمیگیرند؛ بنابراین به صورت پیوسته و هفتحرفیِ «جامهدوز» وارد میشود. نشانههای آوایی، تشدید و حرکات نیز خانه مستقل ندارند.
تفاوت کاربردی «خیاط» و «درزی»
خیاط در فارسی امروز
«خیاط اندازههای لباس را گرفت.» این جمله طبیعی و روزمره است و نشان میدهد چرا «خیاط» معمولاً پاسخ پیشفرضِ سرنخ است.
درزی در زبان قدیمیتر
«درزی جامه را دوخت.» جمله درست است، اما لحن آن کهنتر یا ادبیتر به گوش میرسد. همین ویژگی، واژه را برای جدولهای واژگانی جذاب میکند.
پس تفاوت این دو واژه در اصلِ معنی نیست؛ هر دو به شخصِ دوزنده اشاره میکنند. تفاوت در سبک و میزان رواج است. برای حل جدول، رواجِ بیشتر به «خیاط» اولویت اولیه میدهد، اما ساختار شبکه میتواند بدون هیچ تردیدی «درزی» را پاسخ نهایی کند.
انتخاب پاسخ بر پایه حروف معلوم
«خ» نشانه خیاط و «د» نشانه درزی است. همین یک خانه اغلب کافی است.
پایان «ط» فقط با خیاط و پایان «ی» فقط با درزی سازگار است.
اگر هیچکدام جور نیست، احتمال خطا در پاسخ عمودی یا افقیِ متصل بیشتر از نیاز به مترادفی دور است.
در پاسخ چهارخانهای، الگوهای ناقص نیز راهگشا هستند. «خ ی ـ ط» تنها با خیاط کامل میشود؛ «د ـ ز ی» به درزی میرسد. اگر هفت خانه دارید، ابتدا مشخص کنید آیا حرف اول «ج» و پایان «ز» است تا «جامهدوز» بررسی شود، یا الگو با «سوزن...» آغاز میشود تا «سوزنکار» احتمال پیدا کند.
ابهامهای محتمل در طراحی سرنخ
گاهی طراح جدول به جای نامِ شغل، یک تعریف کوتاه و اسمی میدهد. در این شیوه، «دوزنده» تقریباً همیشه باید به نامِ شخص یا پیشه تبدیل شود، نه به ابزار. بنابراین سوزن پاسخ این سرنخ نیست؛ سوزن وسیله دوختن است، نه کسی که میدوزد. به همین ترتیب، نخ و چرخ نیز ابزار یا ماده کارند و از نظر نقش معنایی با سرنخ هماهنگ نیستند.
در جدول موضوعی ممکن است یک قرینه بیرونی معنا را محدود کند؛ برای نمونه، اگر چند سرنخ کنار هم درباره پوشاک باشند، «خیاط» تقویت میشود. اگر حالوهوای جدول واژههای کهن داشته باشد، «درزی» محتملتر میشود. با این همه، خودِ عبارتِ مستقل «دوزنده» همچنان دو پاسخ مستقیم دارد و نباید با واژههای دورتر شلوغ شود.
پرسشهای دقیق درباره این سرنخ
پاسخ اصلی «دوزنده» در جدول چیست؟
پاسخ اصلی و رایجتر خیاط است.
آیا «درزی» هم درست است؟
بله. «درزی» مترادف مستقیم خیاط و یک پاسخ چهارحرفی معتبر است؛ حروف تقاطعی میان آن دو تصمیم میگیرند.
اگر جدول چهار خانه داشته باشد کدام را بنویسیم؟
هر دو چهارحرفیاند. بدون حرف معلوم، «خیاط» را اول امتحان کنید؛ با نخستین تقاطع قطعی، الگوی خ/ی/ا/ط یا د/ر/ز/ی را انتخاب کنید.
اگر پاسخ هفت خانه باشد چه گزینهای مطرح است؟
جامهدوز گزینه مستقیمتر است. «سوزنکار» نیز ممکن است، اما باید حروف تقاطعی و لحن جدول آن را تأیید کنند.
آیا «رفوگر» را میتوان به جای دوزنده نوشت؟
فقط وقتی سرنخ به تعمیر و ترمیم لباس اشاره کند. برای «دوزنده» به تنهایی، رفوگر از نظر معنایی محدودتر است.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!