برای سرنخ «ازرده خاطر» دقیقترین پاسخ عمومی و لغتنامهای رنجیده است. بااینحال در جدول کلمات متقاطع، تعداد خانهها تعیین میکند که طراح دقیقاً کدام هممعنی را خواسته است. پاسخ فعلی «خستهدل» از نظر معنایی کاملاً بیارتباط نیست، اما نه املای مناسبی دارد و نه در بیشتر جدولها نخستین و دقیقترین انتخاب برای این تعریف است.
نتیجهٔ بررسی: اگر ردیف پاسخ شش خانه دارد و حروف تقاطعی مانعی ایجاد نمیکنند، ابتدا «رنجیده» را امتحان کنید. اگر طول متفاوت است، بهترتیب سراغ گزینههای نزدیکتر بروید: «مکدر» یا «ملول» برای چهار خانه، «دلگیر» یا «رنجور» برای پنج خانه، «دلتنگ» یا «ناراحت» برای شش خانه و «دلافگار» برای هفت خانه. «خستهدل» فقط در بافت ادبی یا هنگامی که حروف شبکه آن را قطعی میکنند مناسب است.
پاسخ دقیق «ازرده خاطر» در جدول چیست؟
عبارت مورد جستوجو در عنوان بدون «آ» نوشته شده، اما صورت درست واژه در فارسی آزرده خاطر است. این ترکیب کسی را توصیف میکند که از رفتار، سخن یا اتفاقی رنجیده و دلگیر شده است. میان پاسخهای ممکن، «رنجیده» از همه مستقیمتر است؛ زیرا هم در تعریفهای لغتنامهای برابر روشن «آزرده خاطر» آمده و هم از نظر کاربرد روزمره، حالتِ رنجش عاطفی و دلخوری را بدون افزودن معنای فرعی منتقل میکند.
بنابراین پاسخ واحد و پیشنهادی این صفحه رنجیده است، نه «خستهدل». البته جدول یک محدودیت مهم دارد: تعریف بهتنهایی کافی نیست و طول جواب نیز باید با شبکه هماهنگ باشد. به همین دلیل گزینههای دیگر را نباید حذف کرد، بلکه باید جایگاه معنایی هرکدام را شناخت تا فقط در طول مناسب استفاده شوند.
دقیقترین معادل عمومی؛ مناسب وقتی منظور دلخوری یا رنجش از شخص، سخن یا رفتار است.
بسیار نزدیک و رایج؛ گاهی اندوه و گرفتگی خاطر را نیز میرساند، نه فقط رنجش از دیگری.
رسمیتر و فشردهتر؛ برای خاطر آشفته، ناراحت یا تیرهشده به کار میرود.
بیشتر معنای خسته، آزرده و بیحوصله دارد؛ همیشه نشاندهندهٔ دلخوری از فردی مشخص نیست.
میتواند آزرده و اندوهگین باشد، اما معنای مشهور دیگرش دوری و اشتیاق است؛ پس تقاطعها مهماند.
در متون ادبی برای آزرده و رنجکشیده دیده میشود، ولی ممکن است بیماری یا ناتوانی را هم تداعی کند.
مقایسهٔ معنی و تعداد حروف گزینهها
در جدول فارسی، فاصله و نیمفاصله معمولاً خانهٔ جداگانه نمیگیرند؛ بنابراین شمارش باید بر پایهٔ حروف انجام شود. برای مثال «دلافگار» هفت حرف و «خستهدل» شش حرف دارد، هرچند در نوشتار معیار با نیمفاصله نمایش داده شوند. فهرست زیر تفاوتهای واقعی گزینهها را روشن میکند.
چرا «خستهدل» پاسخ مناسبی برای نمایش اصلی نبود؟
«خستهدل» واژهای معتبر و ادبی است، اما سه مسئله باعث میشود نتوان آن را تنها پاسخ اصلی این سرنخ دانست. نخست اینکه معنای آن بیشتر به غمدیدگی، اندوه، فرسودگی عاطفی و دلتنگی گرایش دارد؛ درحالیکه «آزرده خاطر» غالباً رنجش و دلخوری را بیان میکند. دوم اینکه شکل «خستهدل» در متن پیوسته و بدون نیمفاصله، برای نمایش مقاله و آموزش املا مناسب نیست. سوم اینکه منابع جدول و فرهنگها پاسخهای مستقیمتر و رایجتری مانند «رنجیده»، «دلگیر»، «مکدر» و «ملول» ارائه میکنند.
با این همه، «خستهدل» را نباید غلط مطلق دانست. اگر جدول شش خانه داشته باشد، حرف نخست «خ»، حرف چهارم «ه» و دو حرف پایانی «د، ل» از تقاطعها قطعی شده باشند، همین گزینه میتواند جواب مورد نظر طراح باشد. تفاوت مهم این است که آن را گزینهٔ مشروط و ادبی بدانیم، نه پاسخ پیشفرض.
املای درست سرنخ و پاسخها
آزرده خاطر، رنجیده، دلگیر، دلخور، مکدر، ملول، دلتنگ، دلافگار، خستهدل
فاصله و نیمفاصله حذف میشود، اما ترتیب حروف تغییر نمیکند؛ مانند «دلافگار» و «خستهدل» در شبکه.
در خود عبارت سرنخ، نوشتن «ازرده خاطر» بدون «آ» خطای املایی رایجی است. شکل درست با «آ» آغاز میشود: آزرده خاطر. عنوان این صفحه به دلیل تطابق با عبارت جستوجوشده همان صورت دادهشده را حفظ میکند، اما در متن آموزشی املای معیار نشان داده میشود.
دربارهٔ فاصله نیز باید میان متن و شبکه تفاوت گذاشت. در جملهٔ معمولی، «آزرده خاطر» دو واژه است و با فاصله نوشته میشود. ترکیبهایی مانند «دلافگار» و «خستهدل» در نگارش ویرایششده با نیمفاصله خواناترند. هنگام وارد کردن جواب در جدول، نه فاصله و نه نیمفاصله یک خانه محسوب نمیشود.
چگونه از روی الگوی حروف، پاسخ را قطعی کنیم؟
فرض کنید چند حرف از پاسخ به کمک واژههای عمودی مشخص شده است. تطبیق الگو سریعتر از حدسزدن میان مترادفهاست:
اگر پاسخ ششحرفی است و با «ر» شروع میشود، «رنجیده» بر «دلتنگ»، «ناراحت» و «خستهدل» برتری روشن دارد. اگر پنج خانه دارید و حرف سوم «گ» است، «دلگیر» محتملتر است؛ اما اگر سه حرف نخست «د ل خ» باشند، جواب «دلخور» خواهد بود. برای چهار خانه نیز «مکدر» و «ملول» هر دو ممکناند، ولی حرف دوم آنها فوراً تفاوت را نشان میدهد.
- ۶ خانه، حرف اول «ر» و حرف آخر «ه»: رنجیده.
- ۵ خانه، آغاز «دل» و پایان «یر»: دلگیر.
- ۴ خانه، الگوی «م _ د ر»: مکدر.
- ۴ خانه، الگوی «م ل _ ل»: ملول.
- ۷ خانه، آغاز «دل» و پایان «گار»: دلافگار.
- ۶ خانه، آغاز «خس» و پایان «دل»: خستهدل.
تفاوت «رنجیده» با «ناراحت» و «دلتنگ»
رنجیده؛ وقتی علت، رفتار یا سخن است
«رنجیده» معمولاً رابطهای با یک علت عاطفی و بینفردی دارد: کسی از بیتوجهی، سخن تند، بدقولی یا رفتار دیگری آزرده شده است. جملهٔ «او از حرف دوستش رنجیده بود» دقیق و طبیعی است. همین ویژگی باعث میشود این واژه نزدیکترین جواب به سرنخ باشد.
ناراحت؛ واژهای گستردهتر
«ناراحت» میتواند رنجیده، غمگین، مضطرب، بیمار یا حتی از نظر جسمی در وضعیت نامناسب باشد. پس هر فرد رنجیدهای ناراحت است، اما هر فرد ناراحتی الزاماً از کسی آزرده خاطر نیست. در جدول ششخانهای، «ناراحت» فقط وقتی انتخاب میشود که حروف تقاطعی آن را تأیید کنند.
دلتنگ؛ میان اندوه و اشتیاق
«دلتنگ» گاهی به معنای گرفتهخاطر و آزرده است، اما در فارسی امروز اغلب معنای «مشتاق دیدار» دارد؛ مانند «برای خانوادهام دلتنگ شدهام». به همین دلیل، بدون قرینهٔ شبکه از «رنجیده» مبهمتر است.
تفاوت گزینههای چهارحرفی: مکدر، ملول و نژند
اگر جواب چهار خانه دارد، سه واژه بیش از بقیه مطرح میشوند. «مکدر» بر تیرگی و آشفتگی خاطر تأکید میکند و در نثر رسمی رایجتر است. «ملول» علاوه بر آزردگی، ملال و خستگی روانی را نیز در خود دارد. «نژند» ادبیتر است و بیشتر چهره یا حالتی غمگین، افسرده و پریشان را توصیف میکند. برای تعریف خالص «آزرده خاطر»، معمولاً «مکدر» پیش از دو گزینهٔ دیگر بررسی میشود؛ مگر اینکه حروف تقاطعی «ملول» یا «نژند» را بسازند.
کاربرد درست پاسخها در جمله
نمونهٔ جمله کمک میکند تفاوت ظریف واژهها دیده شود و پاسخ صرفاً بر پایهٔ شباهت ظاهری انتخاب نشود:
- او از بیاعتنایی همکارش رنجیده بود.
- از لحن سرد آن گفتوگو کمی دلگیر شدم.
- شنیدن آن خبر خاطرش را مکدر کرد.
- از تکرار انتظار و وعدههای بینتیجه ملول شده بود.
- مسافر دورافتاده برای خانه دلتنگ بود.
- پیرمرد رنجکشیده و خستهدل از گذشته سخن میگفت.
در سه جملهٔ نخست، پیوند با «آزرده خاطر» مستقیمتر است. جملهٔ دلتنگ بیشتر اشتیاق و دوری را میرساند و جملهٔ خستهدل لحن ادبی و اندوهی عمیقتر دارد. این تفاوتها توضیح میدهد چرا همهٔ مترادفها برای هر شبکه به یک اندازه مناسب نیستند.
پرسشهای دقیق دربارهٔ این سرنخ
جواب ششحرفی «آزرده خاطر» چیست؟
بهترین پاسخ ششحرفی «رنجیده» است. «دلتنگ»، «ناراحت» و «خستهدل» نیز شش حرف دارند، اما از نظر معنایی عمومیتر یا ادبیترند و باید با حروف تقاطعی سنجیده شوند.
جواب پنجحرفی کدام است؟
«دلگیر» پاسخ پنجحرفی بسیار نزدیک است. «دلخور» نیز پنج حرف دارد و در زبان امروز طبیعی است. «رنجور» گزینهای ادبیتر و دارای معنای فرعی بیماری و رنجکشیدگی است.
جواب چهارحرفی کدام است؟
«مکدر» معمولاً مناسبترین گزینهٔ چهارحرفی است. «ملول» و «نژند» نیز ممکناند، ولی لحن و دامنهٔ معنایی متفاوتی دارند.
آیا «خستهدل» غلط است؟
خیر؛ واژهای معتبر و نزدیک به معنای غمناک و آزردهدل است. مشکل مقالهٔ قبلی این بود که آن را تنها پاسخ و به شکل «خستهدل» معرفی کرده بود. در متن، «خستهدل» و در خانههای جدول همان شش حرف بدون نیمفاصله نوشته میشود.
«ازرده» درست است یا «آزرده»؟
املای درست «آزرده» با «آ» است. صورت بدون «آ» فقط بازتاب یک غلط تایپی یا شکل رایج جستوجوی کاربران است.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!