پرش به محتوای اصلی

رسوب در جدول

۸ دقیقه مطالعه

پاسخ مستقیم: لرد

جواب سه‌حرفی و رایجِ «رسوب» در جدول؛ با خوانش «لِرد».

برای سرنخ کوتاه و بدون قیدِ «رسوب»، دقیق‌ترین انتخاب آغازین در جدول کلمات متقاطع لرد است. این واژه به ته‌مانده و ماده‌ای گفته می‌شود که از مایع جدا می‌شود و در پایین ظرف می‌نشیند؛ بنابراین هم از نظر معنا با سرنخ سازگار است و هم قالب فشرده و سه‌حرفیِ مطلوب جدول را دارد.

پاسخ اصلی برای شبکه سه‌خانه‌ای لرد
لرد
خوانش و نقش واژه

لِرد، اسم است و در این کاربرد معنای «دُرد، ته‌نشست یا رسوبِ مایع» می‌دهد. حرکتِ زیرِ «ل» در خانه‌های جدول نوشته نمی‌شود.

پس شکل قابل‌ورود به شبکه فقط «لرد» است، نه «لِرد» با علامت آوایی.

چرا «لرد» از «ته‌نشین» دقیق‌تر است؟

«ته‌نشین» از نظر لغوی بی‌ارتباط نیست؛ این واژه می‌تواند به چیزی اشاره کند که در ته ظرف قرار گرفته یا از محلول جدا شده است. مشکل مقاله پیشین این بود که آن را بدون توجه به طول پاسخ و شیوه رایجِ سرنخ‌نویسی، جواب قطعی معرفی می‌کرد. در جدول، سرنخِ تک‌واژه‌ایِ «رسوب» معمولاً یک مترادف کوتاه می‌خواهد و لرد دقیقاً همین نقش را دارد. «ته‌نشین» شش حرف دارد و بیشتر زمانی مناسب است که شبکه شش خانه داشته باشد یا سرنخ به صورت «رسوب و دُرد» یا «آنچه ته ظرف می‌ماند» تنظیم شده باشد.

معنای مرکزی لرد: ماده یا ته‌مانده‌ای که از مایع جدا می‌شود و پایین ظرف می‌نشیند؛ مانند لردِ سرکه یا آب‌لیمو. این معنا با «رسوب» به مفهوم ماده ته‌نشسته هم‌پوشانی مستقیم دارد.

مزیت جدولی: لرد سه حرف دارد، اسم است و بدون فاصله یا نیم‌فاصله نوشته می‌شود. در نتیجه نسبت به ترکیب‌هایی مانند «ته‌نشست» و «ته‌نشین» کم‌ابهام‌تر و برای شبکه‌های کوچک مناسب‌تر است.

مقایسه پاسخ‌های واقعاً مرتبط

«رسوب» بسته به بافت می‌تواند چند هم‌معنی داشته باشد، اما همه آن‌ها در یک سرنخ ارزش برابر ندارند. مقایسه زیر نشان می‌دهد کدام گزینه برای چه نوع شبکه و چه معنایی مناسب‌تر است.

بهترین پاسخ عمومی

لرد — ۳ حرف

ته‌مانده یا رسوب مایع، به‌ویژه در سرکه، آب‌لیمو و مایعات مشابه. برای سرنخ ساده «رسوب» معمولاً نخستین انتخاب است.

هم‌معنی نزدیک

دُرد — ۳ حرف

ته‌مانده کدرِ مایعات، به‌خصوص در کاربردهای ادبی یا درباره نوشیدنی و روغن. در جدول بدون حرکت به صورت «درد» نوشته می‌شود.

وابسته به آب و گل

لای — ۳ حرف

رسوب نرم و گِلیِ آب، رود یا جوی. وقتی سرنخ حال‌وهوای طبیعی، رودخانه‌ای یا گل‌آلود دارد، از «لرد» مناسب‌تر می‌شود.

رسوب چسبیده به سطح

جرم — ۳ حرف

برای رسوبِ روی دندان، کتری، لوله یا سطح به کار می‌رود. در معنای عمومیِ ذرات ته‌نشسته، انتخاب اول نیست.

صورت رسمی و علمی

راسب — ۴ حرف

ماده‌ای که در فرایند شیمیایی رسوب کرده است. اگر سرنخ لحن علمی داشته باشد یا چهار خانه بخواهد، گزینه‌ای جدی است.

ترکیب توضیحی

ته‌نشست — ۶ حرف

برابر روشن و معیارِ «رسوب» است، اما طول بیشتری دارد. نیم‌فاصله خانه مستقل نمی‌گیرد و حروف آن پیوسته شمرده می‌شوند.

اسم یا صفت

ته‌نشین — ۶ حرف

چیزی که ته نشسته است یا ماده ته‌نشسته. پاسخ قابل‌قبولی برای شبکه شش‌خانه‌ای است، نه بهترین جواب پیش‌فرض برای سرنخ کوتاه.

کهن و کم‌کاربردتر

ثُفل — ۳ حرف

ته‌مانده و دُردِ مایع. از نظر لغوی درست است، ولی در فارسی امروز و جدول‌های عمومی از «لرد» و «درد» کم‌کاربردتر است.

تعداد حروف؛ معیار تعیین‌کننده

در نوشتار معمول ممکن است ترکیب‌های دارای نیم‌فاصله بلند به نظر برسند، اما جدول فقط حروف را می‌شمارد. برای این سرنخ، طول‌های رایج چنین‌اند:

۳ لرد ۳ درد ۳ لای ۳ جرم ۳ ثفل ۴ راسب ۴ دردی ۶ ته‌نشست ۶ ته‌نشین

قاعده عملی: اگر پاسخ سه خانه دارد و هیچ حرف تقاطعی در اختیار نیست، «لرد» را زودتر از بقیه امتحان کنید. اگر حرف اول «د» باشد، «درد»؛ اگر حرف دوم «ا» و حرف آخر «ی» باشد، «لای» محتمل‌تر است.

املای درست و ابهام تلفظ

پاسخ اصلی از سه حرفِ ل، ر، د ساخته می‌شود. تلفظ آن در معنای رسوب لِرد است، اما حرکات کوتاه در خط فارسی و در خانه‌های جدول ثبت نمی‌شوند. همین موضوع ممکن است واژه را با «لُرد» به معنای عنوان اشرافی انگلیسی یکسان نشان دهد. این دو فقط در نوشتار بی‌حرکت هم‌شکل‌اند و معنای آن‌ها کاملاً جداست؛ سرنخ «رسوب» خوانشِ لِرد را فعال می‌کند.

در مورد گزینه دوم نیز همین نکته وجود دارد: دُرد به معنای ته‌مانده و رسوب مایع است، در حالی که «دَرد» به معنای رنج و ناراحتی است. هر دو در جدول «درد» نوشته می‌شوند و تشخیص تلفظ فقط از سرنخ انجام می‌شود.

نکته ویرایشی: نوشتن «تهنشین» بدون نیم‌فاصله در متن مقاله توصیه نمی‌شود؛ شکل معیار «ته‌نشین» است. با این حال، هنگام شمردن خانه‌های جدول نیم‌فاصله حذف می‌شود و واژه همچنان شش حرف دارد.

حروف تقاطعی چگونه انتخاب را قطعی می‌کنند؟

چون چند گزینه سه‌حرفی وجود دارد، یک یا دو حرف تقاطعی معمولاً برای تصمیم نهایی کافی است. الگوها را باید از راست به چپ با خانه‌های شبکه تطبیق داد:

ل ـ ر ـ د

الگوی کامل پاسخ اصلی. وجود «ر» در خانه میانی و «د» در پایان، احتمال «لرد» را بسیار بالا می‌برد.

د ـ ر ـ د

اگر حرف اول نیز «د» باشد، پاسخ «دُرد» است؛ واژه‌ای نزدیک به لرد که بیشتر بر ته‌مانده کدرِ مایع دلالت دارد.

ل ـ ا ـ ی

این الگو به «لای» می‌رسد و با رسوب گِلی، بستر رود، آب راکد یا جوی سازگارتر است.

ج ـ ر ـ م

این پاسخ زمانی درست‌تر است که مقصود، لایه چسبیده روی جسم باشد؛ مانند جرم کتری یا جرم دندان.

ر ـ ا ـ س ـ ب

در شبکه چهارخانه‌ای و سرنخ علمی، «راسب» نام ماده‌ای است که از محلول جدا و رسوب کرده است.

تفاوت «ماده رسوبی» با «فرایند رسوب کردن»

خود واژه «رسوب» در فارسی دو کاربرد نزدیک دارد: گاهی نامِ ماده‌ای است که ته ظرف یا روی سطح باقی می‌ماند و گاهی مفهومِ ته‌نشین‌شدن را می‌رساند. لرد، دُرد، لای و راسب بیشتر نامِ ماده‌اند؛ در مقابل، ته‌نشینی و رسوب‌گذاری نامِ فرایند هستند. سرنخ کوتاهِ «رسوب» در جدول معمولاً جواب اسمی و فشرده می‌خواهد، نه نام طولانیِ فرایند.

این تمایز سبب می‌شود «لرد» از پاسخ‌هایی مانند «ته‌نشینی» مناسب‌تر باشد. البته اگر سرنخ «عمل رسوب کردن» یا «فرایند ته‌نشستن» باشد، آن‌گاه «ته‌نشینی» از نظر دستوری دقیق‌تر است و نباید آن را با ماده ته‌نشسته یکی گرفت.

بافت سرنخ چه تغییری در جواب می‌دهد؟

رسوب مایع خوراکی یا ترش

«لرد» انتخاب طبیعی است؛ ترکیب‌هایی مانند لردِ سرکه و لردِ آب‌لیمو کاربرد روشن دارند.

رسوب شراب، روغن یا ته‌مانده ادبی

«دُرد» یا «دردی» می‌تواند دقیق‌تر باشد، به‌خصوص اگر تعداد خانه‌ها سه یا چهار باشد.

رسوب رودخانه، جوی یا آب گل‌آلود

«لای» و گاهی «لجن» به بافت نزدیک‌ترند؛ اولی برای ذرات نرم ته‌نشسته پاسخ تمیزتری است.

رسوب روی دندان، کتری یا لوله

«جرم» یا در بعضی بافت‌ها «آهک» مناسب است، زیرا سرنخ درباره لایه چسبیده به سطح سخن می‌گوید.

رسوب در شیمی

«راسب» نام ماده جداشده از محلول است؛ «ترسیب» و «ته‌نشینی» بیشتر به عمل یا فرایند اشاره می‌کنند.

تعریف عمومی بدون هیچ قید

در این حالت، کوتاهی، رواج جدولی و هم‌معنایی مستقیم، «لرد» را به بهترین پاسخ اولیه تبدیل می‌کند.

چرا گزینه‌های ظاهراً نزدیک همیشه درست نیستند؟

تفاله مفهوم باقی‌مانده پس از گرفتن عصاره را دارد و الزاماً رسوبِ ته‌نشسته نیست. بقایا بسیار عام است و می‌تواند هر نوع باقی‌مانده‌ای باشد. لجن بر ماده گل‌آلود و بدبو دلالت دارد و برای هر رسوبی مناسب نیست. آهک تنها در رسوب‌های معدنیِ خاص، مانند کتری یا لوله، جواب می‌دهد. بنابراین شباهت معناییِ کلی کافی نیست؛ نوع ماده و محل تشکیل آن باید با سرنخ یا حروف تقاطعی هم‌خوان باشد.

  • سه خانه و سرنخ عمومی: ابتدا «لرد» را قرار دهید.
  • حرف اول دال: «دُرد» را بررسی کنید، نه «لرد».
  • فضای رود و گل: «لای» از نظر بافت دقیق‌تر است.
  • سطح دندان یا ظرف: «جرم» یا «آهک» را بسنجید.
  • چهار خانه و لحن علمی: «راسب» گزینه اصلی است.
  • شش خانه: «ته‌نشست» و «ته‌نشین» را با حروف تقاطعی مقایسه کنید.
نتیجه دقیق برای «رسوب در جدول»

پاسخ اصلی و رایج لرد است: واژه‌ای سه‌حرفی با خوانش «لِرد» و معنای ته‌مانده یا رسوبِ مایع. «ته‌نشین» پاسخ لغویِ ممکن اما شش‌حرفی است و نباید بدون دانستن طول شبکه جای جواب اصلی بنشیند. در شبکه‌های دیگر، «درد»، «لای»، «جرم»، «راسب» و «ته‌نشست» فقط با توجه به تعداد خانه‌ها و بافت سرنخ انتخاب می‌شوند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.